سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

طالبان گروهی وهابی + غفلت اهل تسنن ازوهابیت + فرق طالبان با اهل

ارسال شده توسط عبدالرحیم احسانی شهرستانی در 93/10/21:: 9:22 عصر

توسل به مردگان در قرآن

آیا آیه‌ای در قرآن کریم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟

توضیح سؤال:

در مبحث توسل در فهرست پرسش های شیعه متوسل شدن برادران یوسف به حضرت یعقوب و توسل به شخص پیامبر اسلام هر دو مورد به استناد قرآن در زمانی اتفاق افتاده که آن پیامبران حیات ظاهری داشتند و هنوز رحلت نکرده بودند ؛ لذا به دنبال آیه ای می‌گردم که توسل به مرده در آن به نوعی مطرح شده باشد .

لطفا پاسخ دهید.
پاسخ اول:
آیه 64 سوره نساء، شامل توسل بعد از رحلت پیامبر (ص) نیز می‌شود:

آیه ذیل یکی از آیاتی است که در باره توسل به رسول خدا صلی الله علیه وآله وارد شده وعلمای شیعه واهل سنت به آن استناد کرده اند:

وَلَوْ أنَّهُمْ إذْ ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحیماً

اگر ایشان وقتی به خودشان ظلم کردند نزد تو آیند پس از خداوند طلب بخشایش کنند ورسول خدا هم برای ایشان طلب بخشایش کند به تحقیق خداوند را توبه پذیر وبخشنده خواهند یافت.

رفتن به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله برای طلب بخشایش در این آیه عام است ؛ شامل حیات ایشان و بعد از مرگ ظاهری می شود .

علمای اهل تسنن در مورد این آیه کلمات بسیار جالبی دارند. نووی در بحث زیارت رسول خدا صلی الله علیه وآله می‌نویسد:

ثم یرجع إلى موقفه الأول قبالة وجه رسول الله صلى الله علیه وسلم ویتوسل به فی حق نفسه ویستشفع به إلى ربه سبحانه وتعالى ومن أحسن ما یقول ما حکاه الماوردی والقاضی أبو الطیب وسائر أصحابنا عن العتبی مستحسنین له قال ( کنت جالسا عند قبر رسول الله صلى الله علیه وسلم فجاء أعرابی فقال السلام علیک یا رسول الله سمعت الله یقول ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما ) وقد جئتک مستغفرا من ذنبی مستشفعا بک إلى ربی ثم أنشأ یقول

یا خیر من دفنت بالقاع أعظمه فطاب من طیبهن القاع والاکم

نفسی الفداء لقبر أنت ساکنه فیه العفاف وفیه الجود والکرم

ثم انصرف فحملتنی عینای فرأیت النبی صلى الله علیه وسلم فی النوم فقال یا عتبى الحق الاعرابی فبشره بان الله تعالى قد غفر له )

سپس به جایگاه اولیه در مقابل صورت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم باز گشته وبه وی توسل کند در حق خودش و از وی طلب شفاعت در نزد خدا بنماید.

از بهترین کلمات آنچه است که ماوردی وقاضی ابو الطیب ودیگر اصحاب ما از عتبی نقل کرده وآن را نیکو شمرده اندکه گفت : نزد قبر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بودم که بیابانگردی آمد وگفت سلام بر تو ای رسول خدا . از خداوند شنیدم( کلام خدا در قرآن) که اگر ایشان وقتی به خودشان ظلم کردند نزد تو آیند پس از خداوند طلب بخشایش کنند ورسول خدا هم برای ایشان طلب بخشایش کند به تحقیق خداوند را توبه پذیر وبخشنده خواهند یافت . ومن به نزد تو آمدم واز گناه خود طلب بخشش کرده و تو را شفیع نزد پروردگارم قرار می دهم .سپس این شعر را خواند که

ای بهترین کسی که دربهترین جایگاه دفن شده است که ازبوی خوش آنجاهمه جابوی خوش گرفته است .

جانم فدای قبری که تو ساکن آن هستی که در آن اسوه کامل در عفت وجود وکرم مدفون است

سپس بازگشت . پس چشمانم سنگین شده در خواب رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم را دیدم پس فرمودند که ای عتبی به سراغ اعرابی برو و به او بشارت بده که خداوند گناهان او را آمرزید.

المجموع - محیى الدین النووی - ج 8 - ص 274

دمیاطی نیز می‌نویسد:

ثم بعد زیارة الشیخین یذهب للسلام على السیدة فاطمة رضی الله عنها فی بیتها الذی داخل المقصورة للقول بأنها مدفونة هناک ، والراجح أنها فی البقیع فیقول : السلام علیک یا بنت المصطفى ... ویتوسل بها إلى أبیها ( ص ) . ثم یرجع إلى موقفه الأول قبالة وجهه الشریف ، فیقول : الحمد لله رب العالمین . اللهم صل على سیدنا محمد ، وعلى آل سیدنا محمد . السلام علیک یا سیدی یا رسول الله . إن الله تعالى أنزل علیک کتابا صادقا ، قال فیه : (ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما) وقد جئتک مستغفرا من ذنبی مستشفعا بک إلى ربی .

بعد از زیارت ابو بکر و عمر برای سلام به فاطمه زهرا به بیت وی که در داخل ضریح است می روی چون بنا بر قولی در آنجا مدفون است ولی قول برتر آن است که در بقیع دفن است .پس می گویی سلام بر تو ای دختر رسول برگزیده ...پس به وسیله وی بر پدرش توسل می جویی سپس به همان جای اول & در روبروی صورت شریف- بازگشته می گویی الحمد لله رب العالمین خدایا بر سرور ما محمد وبر آل وی درود فرست . سلام بر تو ای رسول خدا. خداوند به درستی بر تو کتاب خود را نازل کرد که در آن گفت :

که اگر ایشان وقتی به خودشان ظلم کردند نزد تو آیند پس از خداوند طلب بخشایش کنند ورسول خدا هم برای ایشان طلب بخشایش کند به تحقیق خداوند را توبه پذیر وبخشنده خواهند یافت (آیه 64 نساء) پس من به نزد تو آمده ام در حالیکه از گناهانم طلب بخشایش می کنم واز تو طلب شفاعت به نزد خداوند می کنم .

إعانة الطالبین - البکری الدمیاطی - ج 2 - ص 357

ثم تأتى القبر فتولی ظهرک القبلة وتستقبل وسطه وتقول السلام علیک أیها النبی ورحمة الله وبرکاته ... اللهم انک قلت وقولک الحق ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما ) وقد اتیتک مستغفرا من ذنوبی ، مستشفعا بک إلى ربی ... ثم یتقدم قلیلا ویقول السلام علیک یا أبا بکر.

سپس به نزد قبر رفته پس پشت خود را به سمت قبله می کنی ورو به سمت قبر ومی گویی سلام بر تو ای پیغمبر ورحمت خدا و برکات وی ....خداوندا تو گفته ای وکلامت درست است که اگر ایشان وقتی به خودشان ظلم کردند نزد تو آیند پس از خداوند طلب بخشایش کنند ورسول خدا هم برای ایشان طلب بخشایش کند به تحقیق خداوند را توبه پذیر وبخشنده خواهند یافت (آیه 64 نساء).بدرستیکه من به نزد تو آمده ام در حالیکه از گناهانم طلب بخشایش می کنم و از تو می خواهم که در نزد پروردگارم شفیع من باشی ...سپس کمی جلوتر رفته ومی گویی سلام بر تو ای ابو بکر ...

المغنی - عبد الله بن قدامه - ج 3 - ص 590 - 591

همانطور که مطرح شد حتی اهل سنت از این آیه چنین فهمیده اند که می توان از رسول خدا چه در حال حیات ظاهری و چه بعد از آن طلب شفاعت نمود .
پاسخ دوم:
انبیا وشهدا زنده هستند:

پاسخ شما را به نحو دیگری بیان می کنیم : آیا انبیای الهی مرده اند؟ وآیا ائمه ما مرده اند ؟

به اعتقاد شیعه واهل سنت، انبیاء الهی زنده هستند و شهدا نیز طبق آیه قرآن زنده هستند، پس توسل به آنها توسل به یک انسان زنده است نه توسل به مرده.

آلوسی در باره حیات انبیاء علیهم السلام می‌نویسد:

أما حیاة الأنبیاء علیهم الصلاة والسلام الحیاة البرزخیة التی هی فوق حیاة الشهداء الذین قال الله تعالى فیهم بَل أحیَاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ فأمر ثابت بالأحادیث الصحیحة.

حیات انبیا علیهم السلام حیاتی است برزخی وبرتر از حیات شهداست که خداوند متعال در مورد ایشان فرموده است که ایشان زنده اند نزد پرورگارشان روزی داده می شوند . پس این امر مطلبی ثابت شده با روایات صحیح است

الآیات البینات فی عدم سماع الأموات ج1/ص39 للآلوسی النعمان بن محمود

ومن ثم قال الإمام السبکی حیاة الأنبیاء والشهداء کحیاتهم فی الدنیا

به همین دلیل امام سبکی گفته است که حیات انبیا و شهدا مانند زندگیشان در دنیاست.

السیرة الحلبیة ج2/ص432

ائمه ما نیز همگی شهید هستند و طبق آیه 169 سوره آل عمران :

ولاتَحسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ أموَاتَا بَل أحیَاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ

کسانی را که در راه خدا کشته شدند مرده مپندارید بلکه ایشان زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی داده می شوند .

شارح صحیح بخاری می‌نویسد:

أحدها أن الأنبیاء أفضل من الشهداء والشهداء أحیاء عند ربهم فکذلک الأنبیاء.

یکی از مطالبی که در مورد زندگی انبیا بعد از مرگ گفته شده است این است که انبیا برتر از شهدا هستند و شهدا نزد پروردگارشان زنده اند پس انبیا نیز همینطور.

فتح الباری ج6/ص487

همانطور که گفته شد اهل تسنن اعتقاد دارند که انبیا بعد از مرگ ظاهری در واقع زنده اند .

در منابع اهل سنت نیز روایاتی وجود دارد که حیات برزخی انبیاء را ثابت می‌کند. از جمله در صحیح مسلم نقل شده است که رسول خدا فرمود: در شب معراج موسی را دیدم که در قبرش نماز می‌خواند:

حَدَّثَنَا هَدَّابُ بْنُ خَالِدٍ وَشَیْبَانُ بْنُ فَرُّوخَ قَالَا حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ عَنْ ثَابِتٍ الْبُنَانِیِّ وَسُلَیْمَانَ التَّیْمِیِّ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ : أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ أَتَیْتُ وَفِی رِوَایَةِ هَدَّابٍ مَرَرْتُ عَلَى مُوسَى لَیْلَةَ أُسْرِیَ بِی عِنْدَ الْکَثِیبِ الْأَحْمَرِ وَهُوَ قَائِمٌ یُصَلِّی فِی قَبْرِهِ

رسول خدا فرمودند که رفتم یا گذشتم بر موسی در شبی که من را به آسمان بردند - در کنار جایی که خاک سرخ زیادی جمع شده بود- واو ایستاده بود و در قبرش نماز می خواند.

صحیح مسلم ج4/ص1845 کتاب الفضائل باب من فضائل موسی علیه السلام

در این زمینه همانطور که نمونه ای از آن نقل شد روایات زیادی حتی در صحیح بخاری ومسلم موجود است وبیهقی عالم مشهور اهل تسنن بعضی از آنها را در کتاب حیاة الأنبیاء بعد وفاتهم «زندگی پیامبران بعد از مرگ ایشان» جمع آوری نموده است .

وچون در قرآن تصریح به جواز توسل به زندگان شده است پس توسل به ائمه وانبیا بعد از رحلت ایشان جایز است .


طالبان گروهی خون خواروهابی + رشیه وهابیت درافغانستان + وهابی ازا

ارسال شده توسط عبدالرحیم احسانی شهرستانی در 93/10/21:: 9:17 عصر

طالبان وهابی ،سلفی ، تکفیری 4

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً(کهف /103-104)

بگو: «آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه کنم؟» [آنان‏] کسانى‏اند که سعی شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود خیال می کنند که کار خوب انجام مى‏دهند.

یک روز که قرآن تلاوت می کردم ، به آیات بالا رسیدم ، ناگهان به این فکر افتادم افرادی که در زمان ما به اسم جهاد با مسلمانان می جنگند و مسلمانان را می کشند در قیامت چه سرنوشتی پیدا می کنند؟ بعضی افراد به خیال اینکه به بهشت می روند ، کمر بندی را به کمر می بندند و آن را در میان گروهی از مسلمانان منفجر می کنند. به این ترتیب هم خود شان می میرند و هم تعدادی از مسلمانان را به کام مرگ می فرستند. آیا واقعا این افراد به بهشت می روند؟ یا به جهنم؟ اگر کسانی که بدست این به اصطلاح مجاهدین, در پیش خدا مسلمان باشند ، آیا قاتلان آن ها به جهنم نمی روند؟ چه کسی از عالم غیب خبر دارد؟ آیا خداوند(جل جلاله) این عذر را از آن ها می پذیرد که ما فکر می کردیم این ها کافرند؟ آیا خداوند (جل شأنه) این عذر را از قاتلان خواهد پذیرفت که : مولوی ها و علمای ما به ما می گفتند: " رافضی ها ، طرفداران حکومت کرزای ، طرفداران حکومت بشار اسد ، طرفداران دولت عراق ، کافرند و قتل شان واجب و هرکس آن ها را بکشد به بهشت می رود"  ؟

اگر این طور باشد ، حتما قاتلان علی مرتضی (کرم الله وجهه) نیز حتما به بهشت می روند؟ خوارج زمان خلیفه چهارم که با بیرحمی مسلمانان را می کشتند ، اکنون در بهشت باشند. آن ها هم علی(کرم الله وجهه) و شیعیان و طرفدارانش را کافر می دانستند و می کشتند. آن چنان که در تواریخ نوشته اند : موقعی که عبد الرحمن بن ملجم مرادی ، علی مرتضی را به قتل رساند ، الله اکبر گفت. خوارج هم خود را بر اساس آیه } وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد{"شاری" یعنی مجاهد لقب داده بودند و به ایات قرآن شریف استدلال می کردند که علی مرتضی کافر است و هرکس او را کافر نداند ، او هم کافر است؟! امروز چه کسی قادر است و جرئت می کند ، علی مرتضی را کافر بداند؟ اگر امروز به جای اهل سنت و جماعت ، خوارج اکثریت می داشتند ، آیا علی مرتضی را کافر نمی دانستند؟

آیا وقتی خوارج تنها سی سال بعد از رسول الله (صلی الله علیه و سلم) اشتباه کردند در حالی که تعداد زیادی از آن ها از صحابه بودند ، چگونه تکفیری های امروز بعد از چهارده قرن درست فکر می کنند وقتی شیعیان و مسلمانان طرفدار حکومت کرزای ، مسلمانان طرفدار بشار اسد و را کافر می دانند؟!  این در حالی است که در این چهارده قرن تحولات زیادی روی داده و علما با افکار و عقاید مختلفی آمده و رفته اند. حضرت امام اعظم ابو حنیفه (رحمه الله علیه)می گفت : ما اهل قبله را تکفیر نمی کنیم. امام ابو الحسن اشعری هم در موقع مرگش گفت : خدا را شکر می کنم که در عمرم هیچ یک از اهل قبله را تکفیر نکردم.

آیا آیه شریفه}وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیماً  { حکم نمی کند ، حد اقل در ریختن خون کسانی که ادعای مسلمانی دارند و نماز می خوانند و روزه می گیرند و ... احتیاط کنیم تا در قیامت دچار جهنم و عذاب ابدی نشویم؟

اما برخی از کسانی که ادعا دارند از اهل سنت و جماعت اند ، برخلاف آیات خدا(جل جلاله) و احادیث صحیح که ما در این وبلاگ موارد زیادی از آن ها را آورده ایم ، مسلمانان را بر اساس برخی احادیث ضعیف و بعضا جعلی یا بر اساس برخی آیات که ربط چندانی ندارد ، تکفیر می کنند و کشتن آن ها را واجب یا سنت می دانند؟! برای کشتن مسلمانان به قاتلان شان بهشت وعده می دهند ، به آن ها کلید بهشت می دهند که به گردن خود آویزان کنند؟!!!!

کی و کجا خدای عز و جل اختیار بهشت و جهنم خود را به آن ها داده است که آن ها کلید بهشت را به بعضی بدهند و بعضی دیگر از مسلمانان را به خیال خود با کشتن و انفجار ، به جهنم بفرستند؟ آن هایی که شهید برهان الدین ربانی و شهید رمضان البوطی و... را کشتند و مسلمانان شیعه را می کشند ، آیا از این نمی ترسند که ممکن است مسلمانان بی گناهی را کشته باشند و به جای بهشت ، برای ابد به جهنم بروند؟ به یادمان باشد ، افراد زنده را همیشه می شود کشت ، اما افراد مرده را هرگز نمی توان زنده کرد. به  یاد مان باشد که اگر مسلمانی را به این خیال که کافر است بکشیم ، وقتی به آن جهان رفتیم هرگز نمی توانیم جبران کنیم. هرگز نمی توانیم به این جهان برگردیم و خطاهای خود را جبران کنیم.

مواظب باشیم ، از کسانی نباشیم که خداوند در باره آن ها خبر می دهد:

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً(کهف /103-104)

بگو: «آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه کنم؟» [آنان‏] کسانى‏اند که سعی شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود خیال می کنند که کار خوب انجام مى‏دهند.
برچسب‌ها:
شیعیان , رافضی , کافر , ابوحنیفه , سلفی

تاریخ : چهارشنبه هفتم فروردین 1392 | 17:55 | نویسنده : عبد الصدیق | آرشیو نظرات

برادر محمد ابابکر سلام علیکم

نوشته ای آیا تو روافض را هم مسلمان می دانی؟

در جواب باید بگویم ، مطابق سخن خدای متعال در قرآن کریم و احادیث شریف حضرت رسول اص) ، شیعیان مسلمان هستند چون آن ها نماز می خوانند ، روزه می گیرند ، زکات می دهند ، حج می روند و جهاد هم می کنند .

اما سخن خدا

خدای متعال (ج) فرموده است :‌یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَتَبَیَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاةِ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ کَثیرَةٌ کَذلِکَ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَتَبَیَّنُوا إِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً (نساء: 94)

 اى کسانى که ایمان آورده‏اید، چون در راه خدا سفر مى‏کنید [خوب‏] رسیدگى کنید و به کسى که نزد شما [اظهارِ] اسلام مى‏کند؛ مگویید: «تو مؤمن نیستى» [تا بدین بهانه‏] متاع زندگى دنیا را بجویید، چرا که غنیمتهاى فراوان نزد خداست. قبلاً خودتان [نیز] همین گونه بودید، و خدا بر شما منّت نهاد. پس خوب رسیدگى کنید، که خدا همواره به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است.

شیعیان با نماز و  اذان و اعمال دیگر اسلامی که انجام می دهند به ما اظهار اسلام می کنند ، طبق این آیه شریفه ما حق نداریم بخاطر برخی رفتارهای نادرست شان از اسلام خارج بدانیم و گرنه سخن خدا را زیر پا گذاشته ایم که فرموده : وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً

اما سخن پیامبر

16266- أَخْبَرَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ : الْحَسَنُ بْنُ عَلَىِّ بْنِ الْمُؤَمَّلِ الْمَاسَرْجِسِىُّ حَدَّثَنَا أَبُو عُثْمَانَ : عَمْرُو بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْبَصْرِىُّ حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ : مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْوَهَّابِ أَخْبَرَنَا یَعْلَى بْنُ عُبَیْدٍ حَدَّثَنَا الأَعْمَشُ عَنْ أَبِى ظَبْیَانَ حَدَّثَنَا أُسَامَةُ بْنُ زَیْدٍ قَالَ : بَعَثَنَا رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- سَرِیَّةً إِلَى الْحُرُقَاتِ فَنَذِرُوا بِنَا فَهَرَبُوا فَأَدْرَکْنَا رَجُلاً فَلَمَّا غَشِینَاهُ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ فَضَرَبْنَاهُ حَتَّى قَتَلْنَاهُ فَعَرَضَ فِى نَفْسِى شَىْءٌ مِنْ ذَلِکَ فَذَکَرْتُهُ لِرَسُولِ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- فَقَالَ :« مَنْ لَکَ بِلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ؟ ». فَقُلْتُ : یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّمَا قَالَهَا مَخَافَةَ السِّلاَحِ وَالْقَتْلِ. فَقَالَ :« أَفَلاَ شَقَقْتَ عَنْ قَلْبِهِ حَتَّى تَعْلَمَ قَالَهَا مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ أَمْ لاَ؟ مَنْ لَکَ بِلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ». قَالَ فَمَا زَالَ یَقُولُ حَتَّى وَدِدْتُ أَنِّى لَمْ أُسْلِمْ إِلاَّ یَوْمَئِذٍ قَالَ أَبُو ظَبْیَانَ قَالَ سَعْدٌ وَأَنَا وَاللَّهِ لاَ أَقْتُلُهُ حَتَّى یَقْتُلَهُ ذُو الْبُطَیْنِ یَعْنِى أُسَامَةَ فَقَالَ رَجُلٌ أَلَیْس قَدْ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَى ( قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ) فَقَالَ سَعْدٌ قَاتَلْنَا حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَأَنْتَ وَأَصْحَابُکَ تُرِیدُونَ أَنْ نُقَاتِلَ حَتَّى تَکُونَ فِتْنَةٌ. أَخْرَجَهُ مُسْلِمٌ فِى الصَّحِیحِ مِنْ حَدِیثِ الأَعْمَشِ وَأَخْرَجَاهُ مِنْ حَدِیثِ حُصَیْنٍ عَنْ أَبِى ظَبْیَانَ.

حدیث فوق در پست قبلی ترجمه شده است. به آنجا مراجعه کن.

این حدیث صحیح است و مسلم و بخاری در صحیح خود آن را استخراج کرده اند آنچنان که بیهقی در سنن خود آورده است.

گفته ای : آن ها شهادت ثالثه دارند.

عرض کنم طبق معلومات من که از بعضی شیعه شنیده و در برخی از کتابهای شان خوانده ام ، شیعیان شهادت ثالثه را جزء اذان نمی دانند و صرفا برای اعلام عقیده خود که علی(کرم الله وجهه) را ولی خدا می دانند ، آن را بعد از شهادت بر وحدانیت خدای عز و جل و رسالت محمد(ص) می گویند.

به نظر علمای اهل سنت ، سخن اضافی گفتن در اذان اشکال ندارد.

ابو یوسف شاگرد حضرت امام ابوحنیفه گفته :‌ وقال أبو یوسف لا أرى بأسا أن یقول المؤذن : السلام علیک أیها الأمیر ورحمة الله وبرکاته حی على الصلاة حی على الفلاح .( السیره الحلبیه ، ج2 ، ص304)

من اشکالی نمی بینم که مؤذن در اذانش بگوید : السلام علیک ایها الامیر و رحمه الله و برکاته ، بعد اذانش را ادامه می داده :‌حی علی الصلاه و حی علی الفلاح

به همین دلیل مؤذن عمر بن عبد العزیز در اذان این جمله را در اذان می گفته است.

ثانیا ، از قرار معلوم ، شیعیان نیز بر اهل سنت اعتراض دارند که جمله حی علی خیر العمل را از اذان حذف کرده و جمله الصلاه خیر من النوم را در اذان صبح اضافه کرده اند. آیا ما می توانیم به آن ها حق بدهیم که ما را بظن خود با این بهانه ها تکفیر کنند؟

گفته ای آن ها به صحابه فحش و دشنام می دهند. البته من نمی خواهم از آن ها دفاع کنم اما بعضی از معلومات خود را برای شما می گویم :

اولا : آن ها به همه صحابه _طبق تحقیقات و معلومات من _دشنام نمی دهند بلکه به بعضی از صحابه همچون  علی (کرم الله وجه) سلمان فارسی ، عمار بن یاسر و ابوذر غفاری (رض) احترام فوق العاده قائل اند. و به بقیه اصحاب نبی (صلی الله علیه و سلم) نیز احترام دارند و تنها برخی از اصحاب که حدود شش هفت نفر می شوند ، برخی از آن ها دشنام می دهند.

ثانیا :‌ من اطلاع دارم که بسیاری از شیعیان نه تنها این کار را نمی کنند بلکه با آن مخالف هم هستند. مثلا مولوی محسنی قندهاری که از علمای شیعه افغانستان است گفته : اگر کسی به صحابه سب کند و برای من ثابت شود ،‌ من به او حد جاری می کنم.

آیت الله خامنه ای رهبر ایران هم فتوا داد هرگونه توهین به صحابه و امهات المؤمنین و مقدسات اهل سنت حرام است.

پس همه شیعیان را نباید به یک حکم راند و این ظلم است که کار بعضی از آن ها را به همه نسبت بدهیم. برای نمونه شما را به این سایت ارجاع می دهم :‌WWW.SHIAH2.MIHANBLOG.COM

نوشته ای من یک شافعی هستم که به امام اعظم ابو  حنیفه ارادت دارم.

خدا خیرت دهد. من نیز به حضرت امام شافعی ارادت و محبت دارم.

این مفتی شافعی مذهب ، شیخ محمود شلتوت مصری است که پنجاه سال پیش فتوا داد مذهب شیعه اثنی عشری و زیدی از مذاهب اسلامی است و هرکسی می تواند ، آن مذهب را اختیار کند.

قیل لفضیلته: ان بعض الناس یری انه یجب علی المسلم لکی تقع عباداته و معاملاته علی وجه صحیح ان یقلد احد المذاهب الاربعة المعروفة و لیس من بینها مذهب الشیعة الامامیة و لا الشیعة الزیدیة، فهل توافقون فضیلتکم علی هذا الرآی علی اطلاقه فتمنعون تقلید مذهب الشیعة الإمامیة الاثنا عشریة مثلاً.

فأجاب فضیلته:

1- ان الاسلام لا یوجب علی أحد من اتباعه اتباع مذهب معین بل نقول: ان لکل مسلم الحق فی أن یقلد بادیء ذی بدء أی مذهب من المذاهب المنقولة نقلاً صحیحاً و المدونة احکامها فی کتبها الخاصة، و لمن قلد مذهباً من هذه المذاهب أن ینتقل الی غیره أی مذهب کان و لا حرج علیه فی شیء من ذلک.

2- إن مذهب الجعفریة المعروف بمذهب الشیعة الامامیة الاثنا عشریة مذهب یجوز التعبد به شرعاً کسایر مذاهب اهل السنة.

فینبغی للمسلمین ان یعرفوا ذلک و ان یتخلصوا من العصبیة بغیر الحق لمذاهب معینة، فما کان دین الله و ما کانت شریعته بتابعة لمذهب او مقصورة علی مذهب، فالکل مجتهدون مقبولون عند الله تعالی، یجوز لمن لیس اهلاً للنظر و الاجتهاد تقلیدهم و العمل بما یقررونه فی فقههم و لا فرق فی ذلک بین العبادات و المعاملات.

محمود شلتوت

http://www.rabitat-alwaha.net/moltaqa/archive/index.php/t

-41332.html همچنین شیخ علی جمعه از علمای فعلی الازهر مصر نیز مثل همین فتوا را صادر کرده است. وی در گفتگو با عرب نت گفته .
وقال فی حوار مع "العربیة.نت": إن الشیعة بطبیعتها طائفة متطورة، وهم یُسلّمون بذلک، باعتبارهم الواقع جزءا لا یتجزأ من فقههم، "ولکن هناک من ینقِّب فی الکتب الشیعیة القدیمة، ویخرج علینا بالخلافات، وهذا خطأ جسیم".

واتهم من یقوم بذلک بالسعی "لتدمیر العلاقات بین السنة والشیعة لخدمة أغراض أخرى هدفها تفتیت وحدة المسلمین والإضعاف من شأنهم لتسهیل تنفیذ المخطط الذی تم الإعداد له منذ فترة طویلة".
وکان کبار علماء الشیعة أکدوا -فی العام الماضی، خلال ندوات ومؤتمرات- أن لعن الصحابة والخلفاء الراشدین، خصوصاً أبو بکر وعمر، وأم المؤمنین السیدة عائشة، لیس من المذهب الشیعی، وأنها أمور دخیلة قدیمة، لیس لها وجود فی الکتب الشیعیة المعتبرة.
وقال مفتی مصر: إنه "یجوز التعبد بالمذاهب الشیعیة ولا حرج، وقد أفتى بهذا شیخ الأزهر الراحل محمود شلتوت، فالأمة الإسلامیة جسد واحد لا فرق فیه بین سنی وشیعی، طالما أن الجمیع یصلی صلاة واحدة ویتجه لقبلة واحدة".
وأضاف أنهم کانوا دائما جزءا لا یتجزأ من الأمة الإسلامیة، لکنهم یشکلون أقلیة لا تتعدى نسبتها 10% من إجمالیّ عدد المسلمین وی در این گفتگو ، اعلان کرده است :‌ شیعیان طایفه ای پیش رونده است که امروز جزئی از عالم اسلام است. علمای بزرگ شیعه بارها تأکید کرده اند که دشنام به صحابه و خلفای راشدین از جمله ابوبکر و عمر و ام المؤمین عائشه از مذهب تشیع نیست . وی گفته :‌   متاسفانه برخی بدون توجه به این تحول ،   کتاب های قدیمی آن ها را ورق می زنند تا از لا بلای آن موارد اختلافی پیدا کنند و این اشتباه است. وی اضافه   کرده که :‌به مذاهب شیعی هم می توان تعبد کرد همچنان که شیخ راحل شیخ محمود شلتوت به آن فتوا داد ، مفتی قبلی الازهر و مفتی جدیدش نیز همین نظر را دارند        . گفته ای : در رد شیعه مطلب بنویسم !

برادرم ، امروز شیعه برای اهل سنت خطر نیست. آن ها نمی توانند در میان اهل سنت نفوذ کنند چون مرزهای شیعه و اهل سنت مشخص است و بمحض تبلیغات بنفع شیعه دانسته می شود  ، این تبلیغ شیعی است و آن ها وقتی بعد از سالها یک نفر را به شیعه جذب می کنند ، چقدر داد و فریاد می کنند که فلانی شیعه شده است. خطر اصلی وهابیت است که مرزهای شان با ما نا مشخص است و آن ها بنام سنی در میان ما نفوذ می کنند و جوانان ما را گمراه می کنند و آنگاه آن ها را بنام جهاد به مسلمان کشی وادار کرده به کام مرگ می کشند. آن ها مسلمانان سنی را مشرک می دانند و چقدر از مساجد اهل سنت و خانقاه و زاویه و مقبره های اهل سنت را در لیبی و سوریه و پاکستان و برخی مناطق دیگر که تسلط پیدا کرده اند ، از میان برده اند. امروز خطر وهابیت که خزنده وارد می شوند از همه برای اهل سنت بیشتر است که بسیاری از جوانان اهل سنت وهابی می شوند اما خودشان و دیگران نمی دانند او وهابی شده است.   خطر وهابیت از دو جهت است : یکی اینکه جوانان سنی را وهابی می کنند و دیگر اینکه آن ها با جنایت و کشتار های بیرحمانه و غیر اسلامی ،‌ نام اهل سنت و نام اسلام را در جهان بد می کنند.   امیدوارم از من نرنجیده باشی

 


طالبان وهابی ،سلفی ، تکفیری ،+ ردّ برشبهات وها بیت+ ماباسنی دشمن

ارسال شده توسط عبدالرحیم احسانی شهرستانی در 93/10/21:: 9:10 عصر

طالبان وهابی تکفیری سلفی ، افغانستان!

مسلمانان از صدر اسلام تاکنون همواره نسبت به تجلیل و تبجیل از بزرگان دین و رهبران و امامان خود اهمیت قائل بوده اند. یکی از راه های تجلیل بزرگان و قدردانی از زحماتی که آن ها در راه اسلام و هدایت مردم کشیده اند، آن بوده که بر روی قبرهای شان بارگاه ایجاد می کردند.

ایجاد بنا و بارگاه بر روی قبور پیشوایان و بزرگان هم با قرآن کریم و سخن خدای عظیم مطابقت دارد و هم با سیره اصحاب و تابعین و مسلمانانی که به عصر تابعین نزدیک بوده اند.

خدای جل شأنه در مورد اصحاب کهف می فرماید:

وَ کَذلِکَ أَعْثَرْنا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَیْبَ فیها إِذْ یَتَنازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذینَ غَلَبُوا عَلى‏ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِداً .

الکهف :  21

و بدین گونه [مردم آن دیار را] بر حالشان آگاه ساختیم تا بدانند که وعده خدا راست است و [در فرا رسیدن‏] قیامت هیچ شکى نیست، هنگامى که میان خود در کارشان با یکدیگر نزاع مى‏کردند، پس [عده‏اى‏] گفتند: «بر روى آنها ساختمانى بنا کنید، پروردگارشان به [حال‏] آنان داناتر است.» [سرانجام‏] کسانى که بر کارشان غلبه یافتند گفتند: «حتماً بر ایشان معبدى بنا خواهیم کرد.»

روش خداوند عزوجل آن است که هرگاه از کاری حکایت کند که مورد رضایتش نباشد، آن را با تعبیری نفی می کند و به طریقی عدم رضایت خود را نسبت به آن اعلام می کند. از باب مثال در مورد همین قصه اصحاب کهف ، وقتی مردم در مورد تعداد اصحاب کهف ، اختلاف کردند و بعضی گفتند 7 نفر بوده و هشتمین آنان سگ شان و... خداوند از این اختلاف با این تعبیر(رجما بالغیب) عدم رضایت خود را از این اختلاف بیهوده بیان می کند.

اما خدای جل و شأنه در مورد احداث بنا و معبد بر روی قبر هیچ تعبیری و سخنی که از عدم رضایتش حکایت کند، نیاورده که این دلیل بر آن است که خدای عزو جل از احداث بنا بر روی قبور اولیایش ناراضی نیست.

صحابه کرام که در زمان نزول قرآن زندگی می کرده اند و تابعان هم عصر صحابه (رض) قرآن و سخن خدا را بیش از ما می فهمیده اند. برای همین هم هست که آنان همواره قبر حضرت رسول(ص) را گسترش می دادند.

حضرت اسماعیل هم در مسجد الحرام که معروف به حجر اسماعیل است، دفن است. هیچکس آن را شرک ندانسته است در صورتی که همه دور آن طواف می کنند و نماز می خوانند.

بنا بر تواریخ ، غیر از قبر حضرت رسول(ص) که از سوی صحابه و تابعین گسترش می یافتند، اولین کسی که بر روی قبر بارگاه ایجاد کرد، منصور عباسی بود که بر روی قبر عباس بن عبد المطلب(رض) جد خود بارگاه درست کرد ؛ اما ائمه اهل تسنن مثل امام اعظم ابو حنیفه(رض) و مالک بن انس که در زمان آن ها زندگی می کردند، هیچ اعتراضی به این کار نکردند و بعد از آن ها امام شافعی و امام حنبل هم هیچ اعتراضی بر این کار نداشتند و اگر این کار شرک می بود، آن ها خود بر این کار اعتراض می کردند.

بر همین اساس است که مسلمانان اهل تسنن بر روی قبور امامان خود ، بارگاه درست کردند و مسلمانان اهل تشیع هم بر روی قبور امامان خود این کار را کردند. اکنون قبور امام اعظم ابو حنیفه و امام احمد حنبل که در بغداد قرار دارند و همچنین قبر امام شافعی که در  مصر است، پا بر جا هستند و مسلمانان هر روز به زیارت آن ها می روند. تنها قبر امام مالک که در مدینه قرار داشت ، بواسطه وهابی ها ویران شد.

غیر از ائمه اهل تسنن ، بسیاری از اولیا و علمای بزرگ بارگاه دارند. از آن جمله است حضرت امام بخاری که کتاب صحیح بخاری را تألیف کرد.

در کتاب "مختصر طبقات الحنابله" در باره امام احمد بن حنبل آمده است: أحمد بن حنبل امام الحنابلة المتوفّى‏ 241 ه، قبره ظاهر مشهور یُزار و یتبرّک به.

احمد بن حنبل ، امام حنبلی ها، متوفای سال 241 هجری ، قبرش پیدا و مشهور است و زیارت می شود و تبرک می شود.

در کتاب تاریخ الاسلام ذهبی در مورد امام اعظم ابوحنیفه آمده است:

و فیها بنى عمید بغداد على قبر أبی حنیفة قبّة عظیمة و أنفق علیها الأموال [1].

در این سال(459هجری) ، شهردار بغداد ، قبه و بارگاه عظیمی بر روی قبر  ابو  حنیفه احداث کرد و اموال فراوانی در این راه خرج کرد.

ابن عماد حنبلی وقتی در مورد کارهای نیک یکی از حاکمان مصر و قاهره سخن می گوید، یکی از این کارها را بنای بارگاه برای امام شافعی ذکر می کند.

و بنى بالقاهرة دار حدیث و رتب لها وقفا جیدا. و قد بنى على قبر الإمام الشافعی، رضی الله عنه، قبة عظیمة، و دفن أمّه عنده، و أجرى إلیها من ماء النیل و مدده بعید، و غرم على ذلک جملة عظیمة.

در قاهره ، یک درالحدیث بنا کرد و برای آن اوقاف خوبی اختصاص داد. و بر قبر امام شافعی رضی الله عنه قبه بزرگی ایجاد کرد و مادر خود را هم نزد آن دفن کرد و از رود نیل بسوی آن نهری جاری ساخت در حالیکه مسیرش طولانی بود. از این بابت پول هنگفتی را مدیون شد(کسری بودجه پیدا کرد).

 


مهاجرین دنیا +امام زمان بیاید دنیا را درست می کند + سلمان فارسی

ارسال شده توسط عبدالرحیم احسانی شهرستانی در 92/3/29:: 12:32 صبح

هرزمان ستم جهان را گرفت  امام زمان ظهورمی کند!!!

              به عقیده من چهره های واقعی ستم گران و ظالمان دوقسم می تواند درجامعه ظاهرگردد ،یک وقت با چهره ستم گرانه واقعی خود ظاهرمی شود مانند ولید خلیفه اموی که رسماً قرآن پاره می کرد وبه قرآن درحضورجمع خطاب می کرد:

    توستم گران سفّاک را تهدید می کنی ؟!هان من یک ستمگرخون آشامم ، پس روزقیا مت وقت پروردگارت را ملاقات کردی به اوشکایت کن وبگو:

      پروردگارا ! ولید مراپاره پاره کرد!!

      امّابرخی ظالمان وستم پیشه گان با نقاب تقدس ولباس رحم وشفقت دراجتماع پدیدارمیگردد، وصورت خشن ظالمانه را درلفافه مهر می پوشاند و ازظاهرکلام  وشعارها مهرانگیزاو احساس می شود  که تمام مقدسات دراین وجود او نهفته است ،و دشمنی ستم گرا ن ویاری با مظلومانیکه که فطرت ها تشنه آن است دراین چهره هویدااست .

         ولی بعد ازوارسی عمیقانه برعاقل بیدارروشن می شود که این هم همان خون آشام  است ، منتها مارا فریب داده است .

        ولی حالا  زمان دیراست که فریب خوردگان مانند گنجشکان ناتوان درکام زهرآگین اوگرفتارآمده اند که  دندان های تیزوالوده اوحتی فریاد را نیزازآن سلب کرده اند    .

          حالا این چهره کجا میتواند باشد.؟

 جواب : درتمام دنیا بلکه درهرجا ومکان امکان دارد دراطراف تو هما ن حیله گرانی باشند که به ظاهررنگ های مجذوب وسحرانگیزمالیده باشند  .

        این چهره چنا ن زیره کانه طرح ریزی شده است که امام علی علیه السلام فرمود:که ازراه رفتن مورچه سیا ه درشب تاریک روی صخره سیاه دقیق تراست .

چند نمونه  :

1-     همین انگلیس فریب کارکه با نیرنگ عجیب درافریقا مسلط شد اول با همراه داشتن  کشیشان وراهبان صورت دینی ومذهبی به خود گرفت به نام استعماروآبادانی ومردم را با نرمی و محبت های مزورانه به معبدها کشانید و با طلسم شیطانی افریقایان ساده  را به خواب عمیق بردند ولی وقت بیدارشدند که فقط انجیل وهمان معبد برای شان باقی مانده اند وتمام سرمایه های ملّی و اقتصادی شان را به یغما برده اند.

           ودارید آشکا را  مشاهده می کنید که مردم افریقا به چه مصیبت هولناک گرفتاروآرزوی یک لقمه نان را بگورمی برند ودرمقابل سک های انگلیسی بهترین غذای را که مردم افریقا خوابش هم نمی بینند بهره می برند . عواقب این دسیسه مرموزتاکنون همین جنگ های داخلی و گرسنگی بی امان برای این سامان است .

2-    مانند طالبان درافغانستان که نخست چه چهره مزورانه را به خود گرفت وخودشان را طالب علم نامید ند ولی به اندک ترین زمان آشکارشد که هیکل ترسناک وخون خواری داشته . که ملت شریف و نجیب این کشوررا به چه بلای خونین گرفتارساخته است که بهترین نعمت که امنیت است ازاین ملت رنج کشیده سلب کرده اند ومدام سرپناهی شان تخریب فرزندان وخانواده های این مردم درخون آغوشته گردند .

 3-       فرانسه که همواره ندای حقوق انسانی ازحلقوم به گوش میرسد وزمزمه حمایت ازحقوق محرومان را درتمام دنیا شعارمی دهد نیزهمان نقاب داری هفت رنگ است .

                 یک نمونه :

       استاد محمد تیجانی درکتاب خود  (سفرها وخاطره ها) دارد که یک فرانسه ی یک نفرالجزایری مهاجررا کشت به جرم اینکه خیال کرده که مقتول سارق است وداد گاه فرانسه قاتل را به دوسال حبس با سه سال تأخیراجرای حکم محکوم کردیعنی قاتل همان روزآزاد شدبه خاطرکه اودوسال بازداشت بوده  .

        صحن داد گاه مملوازالجزایری های بود که با بستگان مقتول اظهارهمدردی کرده بود ند وقتی مردم مهاجرالجزایراعلام حکم راشنیدند به فریاد وسروصد پرداختند درحالیکه وکیل مدافع ،موکل اش را درآغوش گرفته هردو قه قه می خندیدند ، مادرمقتول بی هوش نقش زمین شده بود .

          وقتی مردم مهاجرالجزایر این صحنه را دیدند به تظاهرات وسروصداپرداختند نیروهای پلیسی امنیتی مداخله کرده  تظاهرات گران  را مورد ضرب وشتم قراردادند .

       درحالیکه درهمین شهرودرهمین دادگاه ودربرابرهمین قضّات شخص فرانسوی که قصد کرده بود که زنش را به وسیله قرص بکشد به هفده سال محکوم شد [1]

((((((((((مهم ترازآن ))))))))

 فرانسه کارگران زیادی را آوردند و آنا ن را به کارهای سخت وطاقت فرسا که طی سی سال راه ها وجادّه وکوها را شکافتندوچاهارا کندند وپل ها وایستگاه ها را  ساختند وشبکه های زیرزمینی مترورا به راه انداختند ، اکنون بعد ازسی سا ل نیروی انسانی را به با ابزاروآلات الکترونیکی جایگزین کردند وکارگران را ازکارها ومشاغل اخراج کردند وپس ازآن خواستاربازگشت آنان به کشورشان شدندبه این بهانه که این ها بیگانه اند ونمی توانند با فرهنگ فرانسه درآمیزند .[2]

(((((((نتیجه))))))

 

            این سه مورد  فقط نمونه بود ولی دراطراف واکناف با دیده بی تکبرو عدالت نگاه کنی خواهی دید که این چهره درتمام جا سروکلّه اش پیدا می شود که عدّه محرومان بی پناه را به بند کشیده وفریاد های مظلومان را درگلوگاه ها خفّه می کند وتمام حقوق انسانی را حتّی پائین ترین اش را ازبی پناهان سلب نموده .

             وای چه غم انگیزاست وقت صحنه را با چشم حقیقت تماشا می کنی وهرچه دعای امن یجیب المضطر می خوانی دیگراجابت ظاهرنمی شود ومیخواهی نقاب را برداری قدرت حرکت نداری ومیخواهی ناله کنی صدایت بالا نمی آید !  

 

        کجااست؟

       آن صدای که فرمود : السلمان منّااهلبیت یعنی سلمان مهاجرآواره جزء خانواده من است

             کجا است؟

        آن کتاب وحی که به پیروانش خطاب می کند : اَنَّ اَرضَ اللهِ وَاسِعَة ًفَتُهاَجِرُوا  فِیهَا.  یعنی زمین خداوند وسعت دارد پس درزمین خدا هجرت کنید .

       کجا است؟

      آن صحابه گرامیکه همواره مورد لعن ونفرت قرارمیدهیم که باب ارتداد آن ها را  درتمام صفحات کتاب بازمیکنیم ، تمام اموال خودرا بامهاجرین قسمت کردند ؟     .



[1]   خلاصه ازکتاب سفرها وخاطره ها ی استاد دکترمحمد تیجانی سماوی.

[2]   مدرک قبل سفربه فرانسه ص 517


دوستان عیدولایت روزمنصوب شدن امام علی به جانشینی رسول خدا مبارک

ارسال شده توسط عبدالرحیم احسانی شهرستانی در 90/8/25:: 11:24 عصر

سلام دوستان عید باسعادت ومبارک غدیر خم را به حضور شیفتگان امامت ولایت وشیعیان  مولا علی علیه السلام مبار ک باد

امام علی علیه السلام درروزسیزده رجب ده سال قبل از مبعث رسول خدا درخانه کعبه متولد شد و اوهمواره درخانه رسول خدا و درتحت تربیت او بود وشاگرد مکتب بی همتای  حضرت رسول خدا بود که رسول خدا درایام مبعث به علی علیه السلام می فرمود : انک تری ما اری و انک تسمع ما اسمع  یعنی انچه من می بینم توهم می بینی وانچه من می شنوم وتوهم انرا می شنوی فقط فرق این است که من رسول خدا هستم وبعد از من پیامبری نخواهد بود .

امام علی علیه السلام همواره درکنار پیامبرخدا بود وازرسول خدا به جان ودل محافظت ومراقبت می کرد و دستورات پیامبر خدا را موبه مو اطاعت و اجراؤ می کرد به قسمی که درمیدان های جنگ مانند غزوه بدر و احد وخندق و خیبر و حنین مانند پروانه دور رسول خدا می چرخید ودشمنان پرکینه را از رسول خدا دور کرده باذولفقار ش جلو پیش روی دشمنان را سد می کرد .

وبالاخره درروز غدیر حجة الوداع به امر رب جلیل به عنوان جانشین همیشگی والهی برگزیده شد   





بازدید امروز: 61 ، بازدید دیروز: 87 ، کل بازدیدها: 123247
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ